پیرامون ادبیات
نقد و بررسی و انتشار آثار ادبی

 نگاهی‌ به‌ فولکلور کُردی

‌نویسنده : سروش

فولکلور کردی، تاریخ و ادبیات کردی، ادبیات کردی

 

فرهنگ‌ رسمی‌ هر کشوری‌ برگرفته‌ از فرهنگ‌ شفاهی‌ و عامة‌ مردم‌ آن‌ سرزمین‌ است‌، آن‌چه‌ امروزه‌ به‌عنوان‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ و هنری‌ در دسترس‌ ماست‌، روزگاری‌ به‌صورت‌ پراکنده‌ بر زبان‌ نیاکان‌ ما جاری‌ بوده‌، بدون‌ آنکه‌ خود بدانند خالق‌ این‌ آثار چه‌ کسانی‌ بوده‌اند؛ آنها را نسل‌ به‌ نسل ‌به‌صورت‌ شفاهی‌ از یکدیگر فراگرفته‌ و به‌ آیندگان‌ منتقل‌ کرده‌اند.


نگاهی‌ به‌ فولکلور کُردی

‌نویسنده : سروش

فولکلور کردی، تاریخ و ادبیات کردی، ادبیات کردی

 فرهنگ‌ رسمی‌ هر کشوری‌ برگرفته‌ از فرهنگ‌ شفاهی‌ و عامة‌ مردم‌ آن‌ سرزمین‌ است‌، آن‌چه‌ امروزه‌ به‌عنوان‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ و هنری‌ در دسترس‌ ماست‌، روزگاری‌ به‌صورت‌ پراکنده‌ بر زبان‌ نیاکان‌ ما جاری‌ بوده‌، بدون‌ آنکه‌ خود بدانند خالق‌ این‌ آثار چه‌ کسانی‌ بوده‌اند؛ آنها را نسل‌ به‌ نسل ‌به‌صورت‌ شفاهی‌ از یکدیگر فراگرفته‌ و به‌ آیندگان‌ منتقل‌ کرده‌اند.

درواقع‌ شخصیت‌های‌ ادبی‌ ایران‌ و سایر کشورهای‌ جهان‌ ازجمله‌ فردوسی‌، هومر، حافظ‌، شکسپیر و لامارتین‌ با تأثیرپذیری‌ از همین‌ فرهنگ‌ مردم‌، توانسته‌اند آن‌ مجموعه‌ فرهنگ‌ انسانی ‌را گردآوری‌ و با ذوق و اندیشة‌ ظریف‌ خود، شاهکارهای‌ ادبی‌ کلاسیک‌ را به‌ جامعه‌ بشری‌ اهدا کنند

فولکلور کُردی‌ یادمان هزارة‌ تاریخ‌

پهنة‌ ایران‌ زمین‌ با داشتن‌ اقوام‌، ادیان‌ و مذاهب‌ گوناگون‌، همانند عتیقه‌ای‌ نایاب‌ است‌ که‌ از نگین‌های‌ مرجان‌، یاقوت‌، زمرّد و الماس‌ تشکیل‌ شده‌ است‌. براین‌ گوهر گرانبها و نایاب‌ قیمتی ‌نتوان‌ نهاد. اما این‌ عتیقه‌ گرانقدر را با مجموع‌ آن‌ قطعات‌ زیبا و درخشان‌ گرامی‌ می‌دارند و برایش‌جان‌ می‌افشانند. اگر نه‌ هر یک‌ از سنگ‌ها به‌  تنهایی‌ فاقد ارزش‌ و اعتبار لازمند.

یکی‌ از قطعات‌ زیبای‌ این‌ عتیقة‌ گرانبها، “فرهنگ‌ مردم‌ کردستان‌” است‌. زبان‌ کُردی‌ ازجمله ‌زبان‌های‌ شناخته‌ شدة‌ هند و اروپایی‌ است‌ که‌ داراری‌ قواعد، قوانین‌ و لهجه‌های‌ گوناگون‌ است‌ و پیوند صریحی‌ با زبان‌ اوستا دارد. این‌ زبان‌ مثل‌ بیشتر زبان‌های‌ ایرانی‌، قست‌ اعظم‌ ارکان‌ خود را از زبان‌ مادی‌ گرفته‌ است‌.

تاکنون‌ تحقیقات‌ جامعی‌ در زمینة‌ فرهنگ‌ مردم‌ کردستان‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌؛ آن‌چه‌ انجام‌ شده‌، پژوهش‌هایی‌ پراکنده‌ و ناقص‌ بوده‌، اگرچه‌ این‌ کوشش‌های‌ فردی‌ شایان‌ تقدیر و سپاس‌ است‌.

احمدخانی‌ (۱۰۲۸ – ۱۰۸۴ ه .ش‌) و شرف‌خان‌ بدلیسی‌ (۱۵۴۳-۱۶۰۳ ه .ش‌) نخستین ‌اندیشمندان‌ کُرد بودند که‌ متوجه‌ این‌ کاستی‌ شده‌ و اولین‌ آثار مکتوب‌ خود را با عناوین‌ “مم‌ وزین‌” و شرفنامه‌ (تاریخ‌ کردستان‌) تدوین‌ کردند. این‌ آثار ادبی‌ و تاریخی‌ تاکنون‌ به‌ چند زبان‌ زندة‌ دنیا ترجمه‌ شده‌ است‌. بعد از آن‌ بود که‌ کُردها درصدد تألیف‌ آثار خویش‌ برآمدند.

ادبیات‌ کلاسیک‌ کُرد، در سال‌های‌ اخیر از شکوفایی‌ نسبتاً خوبی‌ برخوردار شده‌ است‌؛ و علاقه‌مندان‌ فراوانی‌ در جهت‌ گردآوری‌ فرهنگ‌ شفاهی‌ مردم‌ کُرد برآمده‌ و افق‌ تازه‌ای‌ بر فرهنگ‌ و هنر این‌ سامان‌ گشودند.

واسیلی‌ نیکیتین‌ مورخ‌ و مستشرق روسی‌ می‌گوید:

«ادبیات‌ کُردی‌ بیش‌ از هر چیزی‌، خود فولکلور کُردی‌ است‌. در این‌ فولکلور نه‌تنها آثار پیشینیان‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد، بلکه‌ رهنمودها و پندهایی‌ در آن‌ یافت‌ می‌شود که‌ در زمان‌ ما نیز شایان‌ توجه‌ و ارزش‌ است‌ و روزبه‌روز بر غنای‌ آن‌ افزوده‌ می‌شود.»

ویژگی‌ فرهنگ‌ عامة‌ مردم‌ کردستان‌

مهمترین‌ ویژگی‌ فولکلور کُردی‌، همدلی‌ و همزبانی‌ بخش‌های‌ آن‌ با فرهنگ‌ ملت‌ و اقوام ‌آریایی‌ است‌، اما نکته‌ای‌ که‌ در فرهنگ‌ مردم‌ این‌ منطقه‌ جلب‌ توجه‌ می‌کند برداشت‌های‌ متفاوت‌ با دیدگاه‌های‌ جالب‌ و تازه‌ موضوع‌های‌ واحد است‌ که‌ ذهن‌ هر پژوهشگری‌ را به‌ خود معطوف‌ می‌دارد.

 

ادبیات‌ کُردی‌، شامل‌ بخش‌های‌ “بیت‌ و باو” (قصه‌های‌ منظوم‌)، “چیروک‌” (قصه‌ و افسانه‌)، “پندی‌ پیشینیان‌”، “ضرب‌المثل‌”، “گورانی‌” (ترانه‌)، متل‌ و لطیفه‌ است‌ که‌ به‌ اختصار به‌ توضیح‌ آنها می‌پردازیم‌.

 

۱-  بیت‌ و باو

بیت‌ و باو را که‌ اصطلاحاً “بیت‌” می‌گویند، سند شخصیت‌ فرهنگی‌ و ادبی‌ و رمز ماندگاری‌ این‌ قوم‌ به‌ شمار می‌رود. این‌ بیت‌ها شامل‌: قصه‌های‌ منظوم‌ تاریخی‌، حماسی‌ و دلدادگی‌ است‌ که‌ ریشه‌ در سده‌ها و هزاره‌های‌ پیشین‌ دارد. قصه‌هایی‌ که‌ به‌صورت‌ شفاهی‌ و سینه‌ به‌ سینه‌ به‌ نسل‌های‌ امروز منتقل‌ شده‌ است‌.

 

یکی‌ از معتبرترین‌ نسخه‌های‌ بیت‌های‌ کُردی‌ “اسکارمان‌” است‌ که‌ مستشرق آلمانی‌ در سال ‌۱۲۸۳ ه .ش‌ از زبان‌ رحمن‌ بکر مکریانی‌ در مهاباد با همیاری‌ دکتر جواد قاضی‌ در کتاب‌ “تحفة ‌مظفریه‌” ثبت‌ کرده‌ است‌. این‌ کتاب‌ شامل‌ نوزده‌ بیت‌ و شش‌ قصه‌ است‌. اسکارمان‌ با سعی‌ و پشتکار فراوان‌ این‌ بیت‌ها را با آوانویسی‌ لاتین‌ به‌ نگارش‌ در آورده‌ است‌. در سال‌ ۱۳۵۳ ه .ش‌ هیمن شاعر پرآوازة‌ کُرد، اصل‌ کتاب‌ را به‌ رسم‌الخط‌ کُردی‌ برگرداند و از آن‌ ویرایشی‌ نو به‌دست‌ داد. هم‌چنین‌ پژوهشگران‌ دیگری‌ ازجمله‌ “رودینکو” فرانسوی‌ متوفّی‌ ۱۳۴۰ ه .ش‌، “فون‌ لوکوک‌” آلمانی‌ متوفّی‌ ۱۲۸۱ ه .ش‌، “رژه‌ لسکو” فرانسوی‌ متوفّی‌ ۱۳۵۳ ه .ش‌ و “ابوودیان‌ ارمنی‌” و “بوزارسلان‌ متوفّی‌ ۱۳۴۶ شمسی‌”، تحقیقات‌ گسترده‌ای‌ در زمینة‌ بیت‌ها، قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های‌ کُردی‌ انجام‌ داده‌ و در تبدیل‌ آنها از گفتار به‌ نوشتار همت‌ گمارده‌اند.

 

راویان‌ بیت‌ها را “خوش‌خوان‌” می‌گویند. از معروف‌ترین‌ خوش‌خوان‌های‌ کُردی‌ می‌توان ‌از “علی‌برده‌شانی‌”، “رحمن‌ بکر”، “فقیه‌ طیران‌”، “عباس‌ مربوکران‌” نام‌ برد. هر یک‌ از آنها صدها بیت‌ را از حفظ‌ داشته‌اند و اکنون‌ آنان‌ در قید حیات‌ نیستند و به‌ رحمت‌ ایزدی‌ پیوسته‌اند.

 

به‌ دلیل‌ طولانی‌ بودن‌ برخی‌ از بیت‌ها، خوش‌خوانان‌ مجبور بودند یک‌ بیت‌ را به‌صورت‌پیاپی ‌در چند شب‌ متوالی‌ برای‌ علاقه‌مندان‌ و مشتاقان‌ نقل‌ نمایند. هنوز هم‌ در گوشه‌ و کنارشهرها و روستاهای‌ منطقه‌، خوش‌خوان‌ها با نوای‌ گرم‌ و دل‌نشین‌ خود، این‌ بیت‌ها را بازگو می‌کنند.

 

از مشهورترین‌ بیت‌های‌ کُردی‌ می‌توان‌ از “مم‌ و زین‌”، “زنبیل‌ فروش‌”، “خج‌ و سیامند” ، “لاس‌ و کژال‌” و “دمدم‌” نام‌ برد. بیت‌های‌ مم‌ و زین‌ و خج‌ و سیامند تاکنون‌ به‌ چند زبان‌ زندة‌ دنیا ترجمه‌ شده‌ است‌.

 

شمار بیت‌ها به‌ بیش‌ از صدها قصة‌ منظوم‌ می‌رسد، اگر در جست‌وجوی‌ گویش‌ یکپارچه‌، پویا و سلیس‌ کُردی‌ هستیم‌؛ بهترین‌ شیوه‌ آن‌ است‌ که‌ همه‌ بیت‌ها را گردآوری‌ کنیم‌، ناب‌ترین ‌واژه‌ها را که‌ بر زبان‌ ساده‌ترین‌ افراد روستایی‌ جاری‌اند از دل‌ بیت‌ها استخراج‌ کنیم‌، تا به‌ این ترتیب‌ ادبیات‌ کُردی‌ تولدی‌ دوباره‌ بیاید. درواقع‌ زبان‌ یک‌ قوم‌ نمایندة‌ ابعاد روحی‌، اخلاقی‌، فرهنگی‌ و تاریخی‌ آن‌ مردم‌ و بیت‌ها آیینة‌ تمام‌ نمای‌ روحیات‌ آنان‌ است‌. البته‌ در کار بیت‌شناسی‌ باید از یک‌ روش‌ علمی‌ تبعیت‌ کرد، موسیقی‌ بیت‌ها را تشخیص‌ داد و آهنگ‌ بعضی ‌از بیت‌ها که‌ احتمالاً حتی‌ به‌ پیش‌ از اسلام‌ برمی‌گردد شناخت‌.

 

هم‌چنین‌ وقتی‌ در بیت‌ها اسامی‌ شخصیت‌ها، مکان‌های‌ جغرافیایی‌ و آداب‌ و رسوم‌ خاص‌ مطرح‌ می‌شود باید برای‌ هر یک‌ از آنها از سوی‌ آگاهان‌ خبره‌ توضیح‌ لازم‌ داده‌ شود.

 

2-  چیروک‌  (قصه‌ و افسانه‌)

 

افسانه‌، سرگذشت‌ انسان‌ و طبیعت‌ است‌. روزی‌ که‌ انسان‌ به‌عنوان‌ موجودی‌ با شعور پا به ‌عرصة‌ گیتی‌ نهاد، در دریایی‌ از ابهام‌ و وحشت‌ رها شد. یعنی‌ زمانی‌ که‌ در برابر حوادث‌ طبیعی ‌مثل‌ باد و باران‌، زلزله‌، رعد و برق و سیل‌، زار و زبون‌ بود، آن‌ را به‌ نیروهای‌ غیبی‌ و خارج‌ از اراده ‌خود نسبت‌ داد، بدین‌ ترتیب‌ نخستین‌ اسطوره‌ها شکل‌ گرفت‌. آن‌گاه‌ انسان‌ متوجه‌ ماوراء طبیعت ‌شد. در این‌ روند، نخستین‌ جرقة‌ یکتاپرستی‌ را از سویی‌ و افکار خرافه‌ پرستی‌ چون‌ قصه‌های‌دیو، اژدها و پری‌ را ساخت‌. وقتی‌ برای‌ ادامة‌ حیات‌ به‌ زندگی‌ دامداری‌ و کشاورزی‌ پرداخت‌، قصة‌ درخت‌، حیوان‌ و پرنده‌ را ساخت‌ و چون‌ وارد زندگی‌ گروهی‌ و ایلی‌ شد، به‌ خلق‌ افسانه‌های‌ انسان‌ پرداخت‌ و زمانی‌ که‌ وارد زندگی‌ روستایی‌ و شهری‌ شد، قصه‌های‌ شهر و پادشاه‌ و حکومت‌ را سر داد.

 

درواقع‌، قصه‌ها عمری‌ به‌ درازای‌ عمر انسان‌ در روی‌ کره‌ خاکی‌ دارند. قصه‌های‌ کُردی‌ نیز می‌توانند چنین‌ تعریفی‌ داشته‌ باشند.

 

قصه‌های‌ کُردی‌ مانند بیشتر قصه‌های‌ جهان‌؛ مبارزة‌ انسان‌ با طبیعت‌، مبارزه‌ با دیوان‌ و ددمنشان‌، حاکمان‌ مستبد و خودرأی‌ است‌. در بطن‌ این‌ قصه‌ها پند و اندرزها نهفته‌ است‌. سرنوشت‌ بدکاران‌ در قصه‌ها، ذلت‌ و خواری‌ و سرانجام‌ نیکوکاران‌، پیروزی‌ و شادکامی‌ است‌.

 

برداشت‌ ما در قصه‌ آژدهاک‌ یا ضحاک‌ ماردوش‌ همان‌ تصویر بدی‌ و زشتی‌ است‌ که‌ توسط ‌حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، این‌ معمار بزرگ‌ هویت‌ ایرانی‌، در شاهنامه‌ آمده‌ که‌ در قصه‌های‌ کُردی ‌به‌ کرّات‌ از آن‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:

 

قهرمان‌ پیروز این‌ قصه‌، انسانی‌ از طبقة‌ رنج‌ دیده‌ و محنت‌ کشیده‌ است‌ که‌ به‌ پا خاسته‌ و درنهایت‌، سردیو بدسگال‌ را متلاشی‌ کرده‌ است‌. از طرفی‌ قهرمان‌ قصه‌ها شخصیتی ‌خستگی‌ناپذیر دارد، که‌ راه‌ هفت‌ شبانه‌روز را در پیش‌ می‌گیرد و هفت‌ کاله‌ (کفش‌) آهنین ‌زیرپایش‌ پوسیده‌ می‌شود تا به‌ هدف‌ غایی‌، یعنی‌ پیروزی‌، افتخار و زندگی‌ سعادتمند برسد. افسانه‌های‌ کُردی‌ بی‌شمارند، اما اندکی‌ از آن‌ در سال‌های‌ اخیر از سوی‌ علاقه‌مندان‌ گردآوری‌ شده‌ و از خطر نابودی‌ نجات‌ یافته‌اند. این‌ قصه‌ها را می‌توان‌ به‌ افسانه‌ها و اسطوره‌های‌ انسان‌، حیوان‌، پرنده‌، جن‌ و پری‌، دیو، اژدها، پادشاه‌، زن‌، پسر و دختر تقسیم‌ کرد. هم‌چنین‌ در این ‌قصه‌ها موضوعاتی‌ چون‌ سوزاندن‌ تار مو، روح‌ کدویی‌، هفت‌ طبقة‌ آسمان‌ و زمین‌، معما، ازدواج‌ انسان‌ با جن‌ و پری‌، سحر و جادو و کفش‌ آهنین‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ از ویژگی‌های‌ قصة‌ کُردی‌ به‌ شمار می‌آیند. نظیر این‌ افسانه‌ها در سایر قصه‌های‌ ایرانی‌ نیز کم‌ و بیش‌ وجود دارد.

 

مستشرقین‌ چون‌ مینورسکی‌، عرب‌ شمو و ابوویان‌ افسانة‌ کُردی‌ را به‌عنوان‌ عامل‌ مهمی‌ برای‌ شناخت‌ باورهای‌ دینی‌ تلقی‌ کرده‌اند.

 

پروفسور اولریش‌ مارزلف‌ عضو آکادمی‌ جهانی‌ قصه‌شناسی‌ در شهر گوتینگن‌ آلمان‌ در کتاب‌ طبقه‌بندی‌ قصه‌های‌ ایرانی‌ براین‌ باور است‌ که‌ قصه‌های‌ کُردی‌ دارای‌ ماهیت‌ ویژه‌ای ‌هستند که‌ باید جدا از قصه‌های‌ دیگر اقوام‌ مورد بررسی‌ قرار گیرند.

 

در قصه‌های‌ کُردی‌ باورها، اعتقادات‌، راه‌ و رسم‌ زندگی‌ اجتماعی‌، مسائل‌ فلسفی‌ روانشناسی‌ و تاریخی‌ نهفته‌ است‌. هم‌چنین‌ در آنها، خداپرستی‌، دلدادگی‌، مبارزه‌، کسب‌ و کار، گالته ‌وگپ‌(طنز و شوخی‌) دیده‌ می‌شود.

 

دکتر عزالدین‌ مصطفی‌ رسول‌ نویسنده‌ و صاحبنظر در زمینة‌ فرهنگ‌ عامه‌ کردستان‌ می‌نویسد:

 

«در قصه‌ها و افسانه‌های‌ کُردی‌ پیکار خیر و شر نمود واضحی‌ دارد. نیروی‌ خیر که‌ آدمی‌زاد است‌ به‌ سان‌ مردم‌ عادی‌ در همه‌ جا هست‌ و در روشنایی ‌آفتاب‌ زندگی‌ می‌کند. اما نیروی‌ شر که‌ معمولاً دیو یا شیطان‌ است‌، در تاریکی‌ غارها، بیغوله‌ها و ویرانه‌ها دیده‌ می‌شود. در این‌ افسانه‌ دیو تنها یک‌ موجود هیولایی‌ نیست‌، بلکه‌ دارای‌ روحی‌ است‌ که‌ جدا از جسم‌ خود در کدویی‌ در لای‌ جرز دیوارها و کنج‌ ویرانه‌ها نگهداری‌ می‌شود. باید این‌ کدو شکسته‌ شود، تا دیو از پای‌ در آید.

 

قصه‌های‌ مذهبی‌ نیز بخش‌ مهمی‌ از افسانه‌های‌ کُردی‌ را تشکیل‌ می‌دهد. در این‌ قصه‌ها هرگاه‌ کسی‌ به‌ مصیبتی‌ گرفتار آید، حضرت‌ خضر که‌ عمر جاودانی ‌دارد، از طرف‌ خداوند درماندگان‌ را یاری‌ می‌دهد.»

 

برخی‌ از افسانه‌های‌ کُردی‌ در دل‌ طبیعت‌ رشد یافته‌ و با گل‌ و زیبایی‌ و ظرافت‌ آمیخته‌ است‌.

 

کیژ ده‌لی‌ ده‌ستی‌ من‌ و دامین‌ بی               ‌Kiz dale dasti manu damenbe

 

له‌ بوم‌ بلین‌ به‌وان‌ حد کیمان                     ‌La bom blen bavan hakiman

 

شتاقان‌ ده‌ ستی‌ نه‌ده‌ نی                                   ‌staqa dasti nakane

 

ئه‌ بخوم‌ مه‌ لحه‌ میکی‌ له‌ بوده‌ گرمه‌ وه

 

‌ab xom malhameki la bo dagerma va

 

له‌ حیلی‌ له‌ دارچینی‌، له‌ قه‌ نه‌ فلی‌، له‌ ورده‌ گولی‌

 

la hele la darcine, laqanafle, la verdagule

 

ده‌ی‌ها ویحمه‌ سه‌ ربرینی‌، ده‌ وی‌ برینداری

 

‌dai havema sar brine, dave brindare

 

دختر می‌گوید:

 

«دستم‌ به‌ دامنتان‌،

 

از من‌ به‌ طبیبان‌ ندا دهید.

 

بیمارم‌ را کسی‌ مداوا نکند.

 

خودم‌ برایش‌ مرهمی‌ با ترکیبی‌ از

 

هل‌، دارچین‌، قرنفل‌ و گلبرگ‌های‌ ریز

 

می‌سازم‌ و بر روی‌ زخمش‌ می‌گذارم‌.»

 

3-  گورانی‌ - لاوژه (ترانه‌)

 

کردستان‌ سرزمین‌ ترانه‌ و آهنگ‌ است‌، در هر منطقه‌ از آن‌ صدها آهنگ‌، ترانه‌، بیت‌، چَمَری ‌و لالایی‌ وجود دارد. این‌ ترانه‌ها چون‌ گلزاری‌ عطرآگین‌ با رنگ‌های‌ شاد و گونه‌گون‌ نوازشگر شامة‌ هر اهل‌ دلی‌ است‌.

 

گورانی‌ را در نواحی‌ مختلف‌ سترانا، بسته‌ و قام‌ می‌گویند. برخی‌ براین‌ باورند که‌ واژة‌ گورانی ‌از عشیره‌ گوران‌ در اطراف‌ کرمانشاه‌ گرفته‌ شده‌ و چون‌ افراد این‌ عشیره‌ نام‌ اهل‌ حق‌ یا یارسان ‌برخود نهاده‌اند (یارسان‌ از ترکیب‌ دو کلمة‌ یار به‌ معنی‌ معشوق آسمانی‌ و سان‌ مخفف‌ ستان ‌است‌ که‌ نشانة‌ نسبت‌ و همبستگی‌ است‌) و همیشه‌ مراسم‌ مذهبی‌ را با ترانه‌ اجرا می‌کنند، پس‌ واژة‌ یاد شده‌ تعمیم‌ یافته‌ و هر شعر عامیانه‌ای‌ که‌ با آواز خوانده‌ شود، به‌ آن‌ گورانی‌ می‌گویند .اهل‌ حق‌ براین‌ باورند که‌ موسیقی‌ با سخن‌ پدید آمده‌ و در میان‌ مردم‌ رایج‌ شده‌ است‌؛ خداوند در آغاز تنبور را به‌وجود آورده‌ است‌ که‌ مردم‌ از نواهای‌ آن‌ به‌ وجد آمدند. پس‌ سرودها و نیایش‌ها را باید با آوای‌ تنبور و آواز خواند؛ که‌ این‌ خود نشانگر اصالت‌ و قدمت‌ این‌ آیین‌ قدیمی ‌ایرانی‌ است‌، همان‌ طوری‌ که‌ گاتها قدیمی‌ترین‌ قسمت‌ اوستا است‌. در حال‌ حاضر نواختن‌ تنبور برای‌ هر فردی‌ در میان‌ پیروان‌ یارسان‌ واجب‌ است‌ و هر یارسانی‌ هرروز باید تنبور بنوازد، تا خداوند از او خشنود شود.

 

آیا نخستین‌ ترانه‌ که‌ بشر سروده‌ است‌، ترانة‌ مذهبی‌ بوده‌، یا ترانة‌ کار؟ اگر ترانة‌ کار بوده‌، کشاورزی‌ یا دامداری‌ بوده‌ یا کار خانه‌سازی‌ و سرپناه‌ برای‌ ایمنی‌ از خطرات‌ طبیعت‌؟ و یا هنگام‌ کار زنان‌ با دستارهای‌ سنگی‌ برای‌ آسیاب‌ گندم‌ و تبدیل‌ آن‌؟

 

برخی‌ ترانة‌ کار را بر ترانة‌ کشاورزی‌ و بعضی‌ ترانه‌های‌ مذهبی‌ را بر هر دو مقدم‌ می‌دانند. اس

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 04 بهمن 1391 توسط nursery | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران